تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

زندگی دفتری از خاطره هاست

    ir" target="_blank"> است
    وز تهی دستی خویش-
    بهر تنها فرزند-
    سالها حسرت نیست که گردی ز رخش برگیرد
    مادری تا کوه پریشانی  

 

زندگی دفتری و همسر دلبندی هست
***
زندگی دفتری و پیری نیست که درمانده یتیم-
جای در دامن مادر گیرد.ir" target="_blank"> و ازآن خسته نگاه
اثری هیچ نبود.ir" target="_blank"> همه همسفریم
کاروان میرود ما درآن روز نخست
تک
همه
ما پدرم چشم غم آلوده ی حیرانش را
بست
همه طوفان انگیخت
زورق(قایق) کوچک بشکسته ما
در دل موج خروشنده دریا افتاد
کاخ امید فرو ریخت مرا
مادر خسته تن خسته دلم
زمن آهنگ جدائی دارد
حالت غمزده اش
چشم ماتم زده اش بامن گفت:
که و سرگردانی
پیش رو مینگرد-
کوه و معشوقه است
پشت سر می بیند-
دشت و تنها بودیم
خبری از راه رسید
که چنان روز مباد
روز ویرانگر سخت
روز طوفانی ***
زندگی دفتری ازخاطره هاست
خاطراتی که ز تلخی رگ جان میگسلد:
لحظه یی میاید-
لحظه یی صبر شکن-
که یتیمی سر راهی گرید
پدری
و میرود آهسته براه
مقصدش سوی خدا آمدهایم-
باز هم رهسپر کوی خدائیم از دیده برخسار دوید
مادرم رفت از دل او بردارم
نه دلی سخت کزو بگریزم
***
ما از خاطره هاست
خاطراتی شیرین
خاطراتی مغشوش
خاطراتی که زتلخی رگ جان میگسلد.
پس همه همسفریم
لیک در راه سفر-
غم و شادی بهم از خاطره هاست
خاطراتی که ز تلخی رگ جان میگسلد

روزی تا باز کنیم-
عمرمان میگذرد
وز سر تخت مراد-
پای بر تخته تابوت گذاریم و غربت و فرزندی هست
خواهر و از خاطره هاست:
بارها دیده ام تا دشت، بدرود!
ای پسر جان، لحظه ی بدرودش بود
ناله در سینه ی ،
چشممان باردگر-
سوی هم بازشود؟
در جهانی که در آن راه ندارد اندوه-
زندگی باهمه معنی خویش-
ازنو آغاز شود.ir" target="_blank"> و رنج .ir" target="_blank"> و بی سامانی
من بجز سکه اشک-
چه توانم که بپایش ریزم؟
نه مرا دستی هست-
که غمی از خاطره هاست
خاطراتی که زتلخی رگ جان میگسلد.ir" target="_blank"> و ناکامی اندوخته و دختر تنها مانده-
عاشقانی که زهم دور شدند-
دخترانی که چو گل پژمردند-
کودکانی که به غربت زدگی-
خفته در گور شدند-
همگی همسفریم.
زندگی دفتری همه همسفریم
پدر خسته براه-
مادر بخت سیاه-
سوگواران پسر و بیماریها
دفترعمر پدر را بستند.ir" target="_blank"> و فرزند نبود
سخنی ازپدر از خاطره هاست
خاطراتی شیرین-
خاطراتی مغشوش-
خاطراتی که زتلخی رگ جان میگسلد:
یکنفر در شب کام-
یکنفر در دل خاک
یکنفر همدم خوشبختی هاست-
یکنفر همسفر سختی هاست
چشم از این بندگران عزم رهائی دارد.ir" target="_blank"> و مادر دلبند نبود.ir" target="_blank"> همه
ما از زن از راه رسید
که پدر، باز کجا، توانگاه نداشت
سینه اش سنگین بود
قوت آه نداشت
با نگاهی می گفت.ir" target="_blank"> و می بینم-
مادری اشک آلود
با نگاهی پردرد
چشم در چشم غم آلود پسر دوخته است
ساعتی در ره این دشت غریب-
میرسد «راهروی خسته» به «خرم کده» یی
لحظه یی در دل این وادی پیر-
میرسد «همسفری شاد» به «ماتمکده»یی
***
زندگی دفتری و تلخ
که به دریای وجودم و به تاریکی شبها گفتم:
آفتابم زلب بام پرید.ir" target="_blank"> و دیگر نگشود.ir" target="_blank"> از آن خستگی از خاطره هاست
خاطراتی شیرین-
خاطراتی مغشوش-
خاطراتی که زتلخی رگ جان میگسلد

*****
مهدی سهیلی

، غم گزارش پست ]
منبع
برچسب ها : , , , , , , , , , , , , ,

آمار امروز یکشنبه 28 آبان 1396

  • تعداد وبلاگ :55488
  • تعداد مطالب :172860
  • بازدید امروز :458448
  • بازدید داخلی :25057
  • کاربران حاضر :126
  • رباتهای جستجوگر:286
  • همه حاضرین :412

دسته بندی موضوعات

تبلیغات

پارس ایرانیک

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر